نخواستم با غم بسازي نخواستم هيچي نگي
نخواستم درد دلت رو ديگه با هيشكي نگي
آخه عشق اجباري نيست تو زندون من نمون
حالا كه فكر رفتني ديگه از موندن نخون
تا ديدم ميخواي بري دلم راتو سد نكرد
برو فردا مال تو ديگه اينجا برنگرد
بدون من بعد من دلتو هرجا جا نذار
غم با من بودنو تو ممبعد يادت نيار
اگه شونت تكيه گامه چرا من تنها شدم
چرا هر لحظم هميشه منم تنها با خودم
يه تصوير از عكس چشمات روي ديوار دلم
چقدر قصه ام خنده داره چقدر بي كار دلم




